ترجمه "padang" به فارسی

تماشاخانه, جلگه, رشته بهترین ترجمه های "padang" به فارسی هستند.

padang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • تماشاخانه

    noun
  • جلگه

    noun
  • رشته

    noun

    "Dan raksasa dari padang ada di dalam ruangan malam ini

    غول بزرگ این رشته ،آنتونیو داماسیو، امروز تو این سالن است -

  • ترجمه های کمتر

    • مرغزار
    • میدان
    • میدان بازی
    • میدان نیرو
    • هامون
    • چمن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " padang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "padang" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "padang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه