ترجمه "padang" به فارسی
تماشاخانه, جلگه, رشته بهترین ترجمه های "padang" به فارسی هستند.
padang
-
تماشاخانه
noun -
جلگه
noun -
رشته
noun"Dan raksasa dari padang ada di dalam ruangan malam ini
غول بزرگ این رشته ،آنتونیو داماسیو، امروز تو این سالن است -
-
ترجمه های کمتر
- مرغزار
- میدان
- میدان بازی
- میدان نیرو
- هامون
- چمن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " padang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "padang" با ترجمه به فارسی
-
جلگه سبز · راغ · علفزار · علوفه · مرتع · مرغزار · چراگاه · چمن · چمن زار
-
استحقاق · بیابان · دشت · صحرا
-
علفزار · چراگاه
-
علوفه · مرتع · چراگاه
-
بیابان
-
سگ دشتی
-
سگ دشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن