ترجمه "pahit" به فارسی
تلخ, اسیدی, بداخلاق بهترین ترجمه های "pahit" به فارسی هستند.
pahit
adjective
-
تلخ
adjectiveBanyak relawan muda kemanusiaan melalui pengalaman pertama mereka dengan banyak kepahitan.
اکثرا امدادگران جوان اولین تجربشون، تجربه خیلی تلخ است.
-
اسیدی
adjective -
بداخلاق
adjective
-
ترجمه های کمتر
- تلخ کردن
- تند
- تیز
- سخن تند
- کینه جو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pahit " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pahit" با ترجمه به فارسی
-
قهوه سیاه
-
تندی · زردی · سختی · فلاکت · مشقت · یرقان
-
نارنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن