ترجمه "pakar" به فارسی
استاد, زبر دست, ماهر بهترین ترجمه های "pakar" به فارسی هستند.
pakar
-
استاد
adjective nounTidak mengherankan bahwa ginjal dijuluki ”pakar kimia dalam tubuh”!
بیدلیل نیست که محققان کلّیه را «استاد شیمی در بدن» خواندهاند.
-
زبر دست
adjective noun -
ماهر
adjective nounPertama-tama, jangan mengira bahwa setelah kalian mengucapkan ikrar pernikahan, kalian langsung menjadi pakar perkawinan.
از خود انتظار نداشته باشید که تنها به دلیل ازدواج، شما و همسرتان فوراً در امور زندگی زناشویی ماهر شوید.
-
ترجمه های کمتر
- متخصص
- با استادی
- خبره
- دانا
- دانشمند
- رهبر ارکستر
- رهنمون
- معلم
- هنرشناس
- ویژه کار
- کارشناس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pakar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pakar" با ترجمه به فارسی
-
سیستم خبره
-
سامانههای خبره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن