ترجمه "pandang" به فارسی
دیدن, بین, دیدَن بهترین ترجمه های "pandang" به فارسی هستند.
pandang
verb
-
دیدن
verbMelalui sudut pandang mereka, saya memberi mereka perhatian lebih, saya lebih berkomitmen karena dimintai nasehat.
با دیدن شرایط از دیدگاه اونها، به من اختیارات بیشتری دادن، من هم به اونها متعهدتر شدم.
-
بین
adposition verb nounOrang-orang di zaman Yesus terbagi karena perbedaan pandangan politik dan prasangka.
در زمان عیسی در بین مردم از نظر سیاسی، اجتماعی و نژادی تفرقه وجود داشت.
-
دیدَن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pandang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pandang" با ترجمه به فارسی
-
دید
-
جهانبینی
-
برانداز · تبعیدی · زودگذر · فراری · نگاه مختصر
-
میدان دید
-
احساس · استدلال · اعتبار · بد گویی · ترغیب · تشویق · تمایل · جنبه فکری · دری وری · دید · دیدگاه · ذهن · سخن چینی · شایعات بیاساس · طرز فکر · عاطفه · عقیده دینی · قسم · قوه ذهنی · لحاظ · مناظر و مرایا · نظر · نقطه ثابت · نقطه نظر · نگاه خیره · چشم انداز · گمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن