ترجمه "panggilan" به فارسی

اسم دوم, تلفن زدن, تلفن کردن بهترین ترجمه های "panggilan" به فارسی هستند.

panggilan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اسم دوم

    noun
  • تلفن زدن

    verb

    Kau tak membawaku untuk melakukan panggilan telepon,'kan?

    شما منو براي تلفن زدن نميبرين ، سرگرد ؟

  • تلفن کردن

    verb

    Saya menerima panggilan telepon dari seorang wanita yang telah membuat kesalahan serius dan sekarang menghadapi keputusan sulit yang mengubah hidup.

    زنی که یک اشتباه جدّی کرده بود و با یک تصمیم مشکل، و تغییر کنندۀ زندگی روبرو بود بمن تلفن کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • لقب
    • نام خودمانی
    • نمایش تشریحی
    • کنیه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " panggilan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "panggilan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "panggilan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه