ترجمه "para" به فارسی
برج دیده بانی, فقره, ماده بهترین ترجمه های "para" به فارسی هستند.
para
Article
noun
adverb
-
برج دیده بانی
noun -
فقره
noun -
ماده
nounHingga kini, mereka maupun para ilmiawan lain belum berhasil membuat kehidupan baru dari benda mati.
این دانشمندان و حتی دانشمندان دیگر نیز موفق نشدهاند که از مواد بیجان، زندگی جدیدی را تولید کنند.
-
ترجمه های کمتر
- پاراگراف
- پرگرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " para " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "para" با ترجمه به فارسی
-
باغ · تاقچه · رف · سایبان · فلات قاره · چمن
-
اعمال رسولان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن