ترجمه "parfum" به فارسی

عطر, بو, بوی خوش بهترین ترجمه های "parfum" به فارسی هستند.

parfum
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • عطر

    noun

    Ya, tapi aku ingin membeli parfum dan cognac bebas pajak.

    آره ، اما ميخوام از عطر ها و کنياک هايي که گمرکي بهشون نميخوره بخرم.

  • بو

    noun

    Kau tahu, kau mencium parfumnya?

    ميدوني ، بويِ عطرش رو حس کردي ؟

  • بوی خوش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • بوی خوش عطر
    • رایحه
    • عطرسازی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " parfum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "parfum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه