ترجمه "paruh" به فارسی
منقار, نوک, نوک قلم بهترین ترجمه های "paruh" به فارسی هستند.
paruh
-
منقار
dia seperti punya paruh burung dan dia meludahkan awan dari paruhnya itu.
میبینید که چیزی شبیه خرطوم یا منقار دارد،
-
نوک
nounDulu ada ratusan spesies monotremata, tapi sekarang tersisa lima saja: empat spesies echidna, dan satu platipus berparuh bebek.
زمانی صدها گونه تک سوراخیان وجود داشتند، اما امروزه تنها پنج تا از آنها باقی مانده است: چهار گونه اکیدنه و پلاتیپوس نوک اردکی.
-
نوک قلم
noun
-
ترجمه های کمتر
- کلب
- کلنه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paruh " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paruh
-
منقار
Paruh elang dapat mematuki tengkorak manusia.
منقار شاهین می تواند جمجمه ی انسان را سوراخ بكند
عباراتی شبیه به "paruh" با ترجمه به فارسی
-
نیمهعمر
-
نیمهعمر
-
نوکداسی سیاه
-
کاکایی نوکحلقهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن