ترجمه "patah" به فارسی

ازکار انداختن, خرد کردن, خسته شدن بهترین ترجمه های "patah" به فارسی هستند.

patah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ازکار انداختن

    verb
  • خرد کردن

    verb

    Seharusnya aku patahkan rahang bajingan itu.

    بايد فَک اون حرومزاده رو خرد ميکردم.

  • خسته شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خسته کردن
    • شکست
    • شکستن
    • کسل شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " patah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "patah" با ترجمه به فارسی

  • افسرده
  • تفنگ ساچمه ای
  • تفنگ دولول
  • اره · اصل · اصل عمومی · اندرز · حقیقت اشکار · دید · سخن · سخن کوتاه · ضرب المثل · عبرت · قاعده کلی · مثال · مثل · پند · پند و موعظه · کلمات قصار · گفتار حکیمانه · گفتار مشهور · گفته
اضافه کردن

ترجمه های "patah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه