ترجمه "pecah" به فارسی
ناقص, پاره پاره بهترین ترجمه های "pecah" به فارسی هستند.
pecah
adjective
-
ناقص
adjectiveterpecah-pecah dan tidak komplit.
ناقص و شکسته بود
-
پاره پاره
adjectivePada waktu patung tersebut runtuh, dunia ini memang sudah terpecah-belah secara politik!
جهان در زمان سقوط این تمثال، از لحاظ سیاسی بکلی پاره پاره خواهد بود!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pecah " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pecah" با ترجمه به فارسی
-
جریان شکافنده
-
اختلاف · اختلاف عقیده · انفصال · شقاق · عدم موافقت
-
جداکردن · شاخه بستن · شاخه دادن · شاخه شاخه شدن · شکستن · قطع کردن · منشعب شدن · نفاق افکن · نفاق انداختن
-
تئوری پنجره شکسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن