ترجمه "pelajar" به فارسی

دانش پژوه, دانشجو, دانشور بهترین ترجمه های "pelajar" به فارسی هستند.

pelajar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دانش پژوه

    noun
  • دانشجو

    noun

    Saat saya masih pelajar, jika anda memiliki gelar, anda akan mendapat pekerjaan.

    وقتی من دانشجو بودم، اگر مدرک داشتید، کار داشتید.

  • دانشور

    noun
  • یادگیرنده

    noun

    Ini dapat bekerja dengan baik untuk pelajar tunggal,

    حالا این می تونه برای یک یادگیرنده تکی کار کنه۰

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pelajar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pelajar" با ترجمه به فارسی

  • یادگیری عمیق
  • سازمان
  • هرطقه
  • اخلاق · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · روحیه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · مفهوم · پند
  • درجه گرفتن · فارغ التحصیل شدن
  • بی باکی · جسارت · خوشمزه · سگ شکاری · قدرت · قشر · لعنتی · گستاخ · گستاخی
  • درس دادن · یاد دادن
  • اصول · اصول عقاید · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · سیستم عملی · عقیده دینی · فلسفه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · پند
اضافه کردن

ترجمه های "pelajar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه