ترجمه "pelatih" به فارسی
انترن, اهل خانه, شاگرد بهترین ترجمه های "pelatih" به فارسی هستند.
pelatih
-
انترن
noun -
اهل خانه
noun -
شاگرد
nounSiswa harus dibantu untuk belajar cara memastikan pelafalan yang tepat dan kemudian melatihnya.
باید به شاگرد کمک کرد که تلفظ صحیح را یاد بگیرد و سپس آن را تمرین کند.
-
ترجمه های کمتر
- لله
- مدیر
- مربی
- مرد خانه
- مستخدم خانه
- کادر
- یادگیرنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pelatih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pelatih
-
مربی
▸ Pelatih meminta anak Saudara bergabung dengan tim olahraga sekolah.
◂ مربی ورزش از دختر شما میخواهد که به تیم مدرسه بپیوندد.
عباراتی شبیه به "pelatih" با ترجمه به فارسی
-
تمرین با وزنه
-
تربیت · پرورش
-
آراستن · تادیب کردن · تربیت · تربیت کردن · تیمار کردن · متمدن شدن · متمدن کردن · معلمی کردن · پرورش · گفتن
-
فعالیت بدنی
-
تمرینات قدرتی
-
آموزش لمسی
-
آراستن · تادیب کردن · تربیت · تربیت کردن · تعلیم · تمرین · تمرین نمایش · تیمار کردن · عمل · متمدن شدن · متمدن کردن · پرورش · گفتن
-
آراستن · به مدرسه فرستادن · تادیب کردن · تاسیس کردن · تربیت کردن · تمرین کردن · تیمار کردن · متمدن شدن · متمدن کردن · معلمی کردن · گفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن