ترجمه "pelayan" به فارسی
بنده, خادم, خدمتکار بهترین ترجمه های "pelayan" به فارسی هستند.
pelayan
-
بنده
nounBanyak kebanggaan untuk menjadi pelayan Tuhan yang rendah hati.
بسیار افتخار می کنم ، که این بنده ی حقیر...
-
خادم
nounIa menyuruh pelayannya kembali melihat, bukan sekali atau dua kali saja, melainkan tujuh kali!
او خادم خود را نه یک بار بلکه هفت بار فرستاد!
-
خدمتکار
nounUntuk seorang kepala pelayan, kau sering sekali dihajar.
به عنوان یه خدمتکار ، مطمئناً زیادی کتک می خوری
-
ترجمه های کمتر
- خدمتگذار
- نوکر
- وکیل خرج
- پیشخدمت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pelayan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pelayan
-
پیشخدمت
Pelayannya , Anda tahu, datang dengan membawa truffle putih berbentuk kancing baju
پیشخدمت، می دونین، با یک تیکه دنبلانِ کوهی سفید ظاهر شد
تصاویر با "pelayan"
عباراتی شبیه به "pelayan" با ترجمه به فارسی
-
ارائه دهنده خدمات اینترنتی
-
زبان تشریحی خدمات وب
-
خدمات پخش PowerPoint
-
خدمات تبادل وب
-
خدمات اطلاعات اینترنتی
-
خدمات Access
-
سرویس کپی سایه حجمی
-
خدمات دامنه دایرکتوری فعال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن