ترجمه "peluru" به فارسی

گلوله, بخاری, حب بهترین ترجمه های "peluru" به فارسی هستند.

peluru noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلوله

    noun

    Karena kurus kecil anda dungu persenjatai tidak dapat bahkan menghadang satu peluru!

    چون بازوهاي لاغر کوچولوت حتي يه گلوله رو هم نمي تونه متوقف کنه!

  • بخاری

    noun
  • حب

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • قرص
    • مهمات
    • موشک
    • پرتابه
    • چارپاره
    • گلوله تفنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " peluru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Peluru
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • گلوله

    noun

    Peluru yang kami temukan di jenazah Agent Booth cocok dengan senjata yang kau tembakkan.

    با گلوله شلیک شده از اسلحه تو مطابقت داره

عباراتی شبیه به "peluru" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "peluru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه