ترجمه "pena" به فارسی
قلم, خودکار, قلم بهترین ترجمه های "pena" به فارسی هستند.
pena
noun
-
قلم
nounKekuasaan bisa diambil oleh goresan pena atau pisau kapak.
ميتونه ازت گرفته بشه. با نوشتن يه قلم يا تيغه ي يه تبر.
-
خودکار
nounJika pena Anda dapat tersalin sendiri, itu akan menjadi masalah.
اگر خودکار شما می تونست تکثیر بشه، تا حدودی مشکل ساز می شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pena " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pena
-
قلم
nounPena konduktor dari laboratorium Lewis di Uiuc.
یک قلم رسانا از آزمایشگاه لویز در دانشگاه ایلینویز.
تصاویر با "pena"
عباراتی شبیه به "pena" با ترجمه به فارسی
-
دوست مکاتبهای · دوستی نامه ای
-
ترپن
-
سوال کننده · پرسشگر
-
تخلص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن