ترجمه "pendengaran" به فارسی

شنوایی, استماع, استماع دادرسی بهترین ترجمه های "pendengaran" به فارسی هستند.

pendengaran
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شنوایی

    Tetapi saya yakin bahwa kehilangan pendengaran adalah salah satu anugerah terindah yang pernah saya terima.

    ولی معتقدم که از دست دادن شنوایی یکی از بزرگ ترین هدایای زندگی من بود.

  • استماع

    noun

    ”Ini adalah bangsa pemberontak, putra-putra yang tidak dapat dipercaya, putra-putra yang tidak mau mendengar hukum Yehuwa.”

    «این قوم فتنهانگیز و پسران دروغگو میباشند. پسرانی که نمیخواهند شریعت خداوند را استماع نمایند.»

  • استماع دادرسی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pendengaran " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pendengaran" با ترجمه به فارسی

  • استماع کردن · انتخاب کردن · جدا کردن · شنیدن · فروتن · ملاحظه کردن · نجوا کردن · گوش دادن · گوش دادن به · گوش کردن به
  • سمعک
  • سیستم شنوایی
  • استماع کردن · شنیدن · ملاحظه کردن · نجوا کردن · نیوشیدن · گوش دادن · گوش دادن به · گوش کردن · گوش کردن به
  • شنونده · مامور رسیدگی · مستمع · گوش دهنده
  • انتخاب کردن · جدا کردن
  • استماع کردن · شنیدن · ملاحظه کردن · نجوا کردن · نیوشیدن · گوش دادن · گوش دادن به · گوش کردن · گوش کردن به
اضافه کردن

ترجمه های "pendengaran" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه