ترجمه "pendeta" به فارسی

کشیش, دین یار, رئیس راهبان بهترین ترجمه های "pendeta" به فارسی هستند.

pendeta noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشیش

    noun

    Ted kakak saya awalnya adalah seorang pendeta yang mengajarkan tentang api neraka.

    برادر بزرگترم تِد کشیش بود و صبحهای یکشنبه در یک کانال رادیویی موعظه میکرد.

  • دین یار

    noun

    Demikianlah dia memanggil pendeta fakultas untuk menerima kitab-kitab itu.

    بنابراین از دین یار دانشکده خواست که کتابها را تحویل بگیرد.

  • رئیس راهبان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • راهب بزرگ
    • روحانی
    • شبان
    • شعر روستایی
    • قاضی عسگر
    • مجتهد
    • پیشوای روحانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pendeta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pendeta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pendeta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه