ترجمه "penengah" به فارسی

دلال, مابین, مداخله کننده بهترین ترجمه های "penengah" به فارسی هستند.

penengah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • دلال

    noun
  • مابین

    adjective

    Kita pun dapat menegaskan pendirian feminisme kita — baik, buruk, atau di tengah-tengah.

    همچنین میتوانسم جسورانه فمنیسم خویش را ادعا کنیم-- خوب، بد یا چیزی مابین.

  • مداخله کننده

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • میانه
    • میانی
    • وساطت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penengah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penengah" با ترجمه به فارسی

  • كمر
  • بالاترین نقطه · بعدازظهر · روز · روز روشن · روشنی روز · ظهر · عصر · مدت روز · نیمروز · هنگام روز
  • در میان
  • آسیای مرکزی · آسیای میانه
  • عفونت گوش میانی
  • مابین · میان · میانه · میانی · نیمه راه · واقع در میان · وسط · وسطی
  • انگشت میانی
  • سدههای میانه
اضافه کردن

ترجمه های "penengah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه