ترجمه "pengajar" به فارسی

معلم, آموزاننده, آموزگار بهترین ترجمه های "pengajar" به فارسی هستند.

pengajar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • معلم

    noun

    Ia tepat waktu, menguasai prosedur organisasi terkini, serta berbakat dalam berkhotbah dan mengajar.

    همیشه سر وقت حاضر است، با روال امور جماعت بخوبی آشناست و سخنران و معلم زبردستی است.

  • آموزاننده

    noun
  • آموزگار

    noun

    adalah tentang satu orang mengajar, yang lain mendengarkan,

    پیرامون یه فرد آموزگار و یک فرد دانش آموز است،

  • ترجمه های کمتر

    • اموزگار
    • دبیر
    • مدرس
    • مربی
    • یاد دهنده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pengajar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pengajar" با ترجمه به فارسی

  • یادگیری عمیق
  • سازمان
  • هرطقه
  • اخلاق · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · روحیه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · مفهوم · پند
  • درجه گرفتن · فارغ التحصیل شدن
  • بی باکی · جسارت · خوشمزه · سگ شکاری · قدرت · قشر · لعنتی · گستاخ · گستاخی
  • درس دادن · یاد دادن
  • اصول · اصول عقاید · اموزش · تدریس · تربیت · تعلیم · تعلیمات · حکم · دستور خدا · سیستم عملی · عقیده دینی · فلسفه · فن تعلیم · قاعده اخلاقی · معلمی · پند
اضافه کردن

ترجمه های "pengajar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه