ترجمه "penganggur" به فارسی
بیکار, بیکاری, عاطل بهترین ترجمه های "penganggur" به فارسی هستند.
penganggur
-
بیکار
adjectiveSepak bola mengubah energi kaum muda yang menganggur, dan menghubungkan orang dari berbagai komunitas.
فوتبال موجب تغییر انرژی جوانان بیکار و افراد مرتبط از جوامع مختلف شد.
-
بیکاری
nounInflasi dan pengangguran yang membubung tinggi membuat banyak orang sangat sulit memenuhi kebutuhan hidupnya.
ازدیاد سریع تورم و بیکاری، کسب ضروریات زندگی را برای بسیاری بینهایت دشوار کرده است.
-
عاطل
adjective -
عدم اشتغال
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penganggur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penganggur" با ترجمه به فارسی
-
انگل شدن · بیرون افتادن · تنبل شدن · غذا دادن · لم دادن · گره زدن
-
بیکاری · عدم اشتغال · ولگرد
-
انگور · باده · شراب · شراب نوشیدن · مو · می
-
چرخشت
-
می
-
انگور · شراب
-
انگور
-
تاکستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن