ترجمه "penghuni" به فارسی

بیمار بستری, ساکن, مستاجر بهترین ترجمه های "penghuni" به فارسی هستند.

penghuni
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار بستری

    noun
  • ساکن

    noun

    Kami mengambil data ini, pada dasarnya membuat lingkungan dunia yang Anda huni.

    برش میداریم و در واقع قلمرویی از جهان را میسازیم که در آن ساکن هستید.

  • مستاجر

    noun

    Enam negosiasi uang dengan kunci dan enam penghuni berhasil.

    شيش توافقنامه اجاره به شرط تمليک براي شيش مستاجر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penghuni " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penghuni" با ترجمه به فارسی

  • اشغال · تصرف · سکنی · سکونت · مدت اجاره
  • اقامت داشتن · ترغیب کردن · ساکن شدن · مسکن دادن · مسکون کردن
  • دامنه زندگی
اضافه کردن

ترجمه های "penghuni" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه