ترجمه "pengiklanan" به فارسی

آگهی, اعلان, تبلیغات بهترین ترجمه های "pengiklanan" به فارسی هستند.

pengiklanan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • آگهی

    noun

    Jadi aku menemukan iklan di craigslist untuk pria yang punya sebuah kamar yang disewakan.

    واسه همین من یه آگهی رو دیدم که یه پسر به هم اتاقی نیاز داره

  • اعلان

    noun
  • تبلیغات

    noun

    Berikut adalah salah satu iklan dari penghasil batubara sekitar natal.

    یکی از تبلیغات صنعت زغال در نزدیکی کریسمس این بود.

  • خبر

    noun

    Para pembaca tidak mau membayar untuk berita kemarin, dan iklan-iklan juga.

    مخاطبان برای اخبار دیروز پول پرداخت نمیکنند و اين مساله براي تبلیغکنندهها مهم است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pengiklanan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pengiklanan" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pengiklanan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه