ترجمه "penjajah" به فارسی

غالب, غلبه کننده, فاتح بهترین ترجمه های "penjajah" به فارسی هستند.

penjajah
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • غالب

    noun
  • غلبه کننده

    noun
  • فاتح

    noun

    Saat penjajah pertama datang ke Amerika, mereka punya dua pilihan:

    وقتی فاتحان به شمال آمریکا رسیدند، دو راه پیش روی اونا بود:یا باید میجنگیدند یا فرار میکردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penjajah " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penjajah" با ترجمه به فارسی

  • قلمروهای آن سوی دریاها
  • اختصاص دادن · اقامت داشتن · درشت نوشتن · ساکن شدن در · فتح کردن · قاطع بودن · مربوط بودن به · مسلط بودن · مصرف کردن · نگران بودن · گرفتن
  • استعمار · پیروزی
  • اختصاص دادن · فتح کردن · گرفتن
  • حکومت · قلمرو
  • اختصاص دادن · فتح کردن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "penjajah" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه