ترجمه "penjuru" به فارسی

مرحله قاطع, نقطه برگشت, نقطه تحول بهترین ترجمه های "penjuru" به فارسی هستند.

penjuru
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرحله قاطع

    noun
  • نقطه برگشت

    noun
  • نقطه تحول

    noun
  • گوشه

    noun

    Para kurir memacu kudanya ke segala penjuru imperium yang luas itu, membawa kabar baik ini kepada orang Yahudi.

    پیامرسانانی سوار بر اسب، این خبر خوش را به هر گوشه از سرزمین پارس به یهودیان رساندند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " penjuru " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "penjuru" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "penjuru" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه