ترجمه "penyangga" به فارسی
حائل, حافظه میانی, شاه تیر بهترین ترجمه های "penyangga" به فارسی هستند.
penyangga
-
حائل
nounAnda melihat zona penyangga di sekitar Terusan Panama.
در اینجا منطقه حائل اطراف کانال پاناما را میبینید.
-
حافظه میانی
-
شاه تیر
noun
-
ترجمه های کمتر
- شمع
- پایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penyangga " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penyangga" با ترجمه به فارسی
-
اثبات کردن · ایستادگی کردن · جلو آمدن · منتظر شدن · منزل کردن · وفا کردن
-
حائل
-
محلول بافر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن