ترجمه "perangkap" به فارسی

به دام افتادن, به دام انداختن, تله بهترین ترجمه های "perangkap" به فارسی هستند.

perangkap
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • به دام افتادن

    verb

    Kehidupan kita dapat berakhir tanpa diduga-duga seperti ikan yang tertangkap dalam jaring atau burung di dalam perangkap.

    زندگی ما میتواند بسیار ناگهانی مانند گرفتار شدن ماهی در تور یا به دام افتادن پرنده در دام پایان یابد.

  • به دام انداختن

    verb

    Ini artinya polisi akan lebih sulit menangkap penjahat.

    پس پلیس برای به دام انداختن آدمهای بد به زحمت بیشتری خواهد افتاد.

  • تله

    noun

    Marcus, mereka bisa saja memandumu masuk ke perangkap.

    " مارکوس " اون ميتونه تو رو به سمت تله بکشونه.

  • ترجمه های کمتر

    • تله انداختن
    • دام
    • محدود ساختن
    • پناه گاه
    • کمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perangkap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perangkap" با ترجمه به فارسی

  • اختصاص دادن · فتح کردن · گرفتن
  • اختصاص دادن · انتخاب کردن · بازداشتن · جدا کردن · در آغوش گرفتن · درک کردن · دریافتن · دستگیر کردن · ضبط کردن · غصب کردن · فتح کردن · فرا گرفتن · محکم گرفتن · گرفتن
اضافه کردن

ترجمه های "perangkap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه