ترجمه "perburuan" به فارسی
شکار, تعقیب, توده انباشته بهترین ترجمه های "perburuan" به فارسی هستند.
perburuan
-
شکار
nounAku dapat menunjukkan padamu sungai untuk memancing, hutan untuk berburu.
من ميتونم رودهايي که ميتوني توشون ماهيگيري کني يا جنگل هايي که توشون شکار کني رو نشونت بدم.
-
تعقیب
nounDia menciptakan perburuan untuk penembak yang tidak ada.
اون یک گروه تعقیب رو فرستاده دنبال تیراندازی که اصلا وجود نداره.
-
توده انباشته
noun
-
ترجمه های کمتر
- رویش شاخه
- طعمه
- قربانی
- مسابقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perburuan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perburuan" با ترجمه به فارسی
-
سر آوردن
-
شکارچی-گردآورنده
-
زود رفتن
-
شکار غیرقانونی
-
تعقیب · توده انباشته · طعمه · قربانی · مسابقه
-
تعقیب · سفری · مسابقه
-
تعقیب کردن · تند راه رفتن · دنبال کردن · سرعت داشتن
-
شکار نهنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن