ترجمه "pernikahan" به فارسی
ازدواج, عروسی, نکاح بهترین ترجمه های "pernikahan" به فارسی هستند.
-
ازدواج
nounMereka meresmikan pernikahan mereka dan mengatasi kebiasaan buruk mereka.
آنان قانوناً ازدواج کردند و بر ضعفهای خود غالب آمدند.
-
عروسی
nounSebaliknya, Delwyn menginginkan acara pernikahan yang kecil dan sederhana tanpa kue pengantin.
اما دلوین یک جشن عروسی کوچک و ساده بدون کیک عروسی را ترجیح میداد.
-
نکاح
nounDipersatukannya Yesus dengan seluruh ke-144.000 orang di surga untuk ”pernikahan Anak Domba” sudah dekat.
اتحاد و وصلت عیسی با کل ۱۴۴,۰۰۰ نفر در آسمان به منظور «نکاح برّه» بزودی انجام خواهد گرفت.
-
ترجمه های کمتر
- بیوگانی
- جشن عروسی
- زناشویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pernikahan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
عروسی
nounPernikahan melepaskan oksitosin namun dengan suatu cara tertentu.
جشن عروسی موجب افزایش در آزادسازی اکسی توسین شد ولی بطور خاصی.
عباراتی شبیه به "pernikahan" با ترجمه به فارسی
-
کیک عروسی
-
ازدواج کودکان
-
جشن عروسی · زناشویی · عروسی · نکاح
-
جشن عروسی · عروسی
-
حلقه ازدواج
-
ازدواج همجنسگرایان
-
جشن عروسی · زناشویی · عروسی · نکاح