ترجمه "pertama" به فارسی
نخست, اول, یکم بهترین ترجمه های "pertama" به فارسی هستند.
pertama
adjective
-
نخست
nounYang pertama, Tuhan tidak pernah melakukan mukjizat hanya untuk pamer.
نخست اینکه خدا هیچوقت برای خودنمایی معجزه نمی کنه.
-
اول
nounGunakan informasi pada paragraf pertama dan terakhir sebagai kata pengantar dan penutup yang singkat.
از اطلاعات بندهای اول و آخر این مقاله، برای مقدّمه و نتیجهگیریای کوتاه استفاده کنید.
-
یکم
nounKau menciptakan sebuah antarmuka antara peninggalan mistis dari abad pertama dan superkomputer abad ke-22.
از قرن یکم و یه کامپیوتر از قرن بیست و دوم برقرار کنی
-
ترجمه های کمتر
- اولین
- نخستین
- یکمین
- جشن فارغ التحصیلی
- قبل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pertama " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pertama" با ترجمه به فارسی
-
نامزدی
-
کمکهای اولیه
-
کمکهای اولیه
-
قانون اول ترمودینامیک
-
تیراندازی اول شخص
-
دبیرستان فرانسوی · سالن بحث
-
دریابان
-
حساب محمولات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن