ترجمه "pesisir" به فارسی
ساحل, ساحل دریا, ساحلی بهترین ترجمه های "pesisir" به فارسی هستند.
pesisir
-
ساحل
nounSemua orang sedang bergerak dari pesisir barat ke pesisir timur.
همه در حال حرکت از شرق به غرب ساحل هستند.
-
ساحل دریا
noun -
ساحلی
adjectiveSetamat sekolah, saya tinggal bersama paman di kota pesisir Swakopmund.
پس از اتمام مدرسه، برای زندگی پیش عمویم در شهر ساحلی سواکوپْموند رفتم.
-
ترجمه های کمتر
- شدن
- شن زار
- کرانه دریا
- کناره
- کناری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pesisir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pesisir" با ترجمه به فارسی
-
کشتی دفاع ساحلی
-
شانه کردن
-
شانه
-
جغرافیای ساحلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن