ترجمه "petani" به فارسی

کشاورز, خاکی, دهقان بهترین ترجمه های "petani" به فارسی هستند.

petani
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشاورز

    noun

    Setelah menabur benih dan menggarap tanahnya, seorang petani tidak berhenti.

    یک کشاورز، پس از کاشتن دانه و کشت و کار در مزرعهاش، از کار دست نمیکشد.

  • خاکی

    noun
  • دهقان

    noun

    Contoh tentang petani mengilustrasikan hal itu, sebagaimana dijelaskan Yakobus.

    بر طبق شرحی که یعقوب داد، نمونهٔ یک دهقان این موضوع را نشان میدهد.

  • ترجمه های کمتر

    • ساکن زمین
    • سرپرست خانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " petani " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Petani
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشاورز

    noun

    مهندسی که در زمینه کشاورزی و زراعت فعالیت می کند

    Pada tahun 1998, ia menjual lebih dari delapan ton tembakau dan dianugerahi sertifikat sebagai Petani Tembakau Nomor Satu.

    چارلز در سال ۱۹۹۸ بیش از ۸ تن برگ تنباکو به فروش رساند و جایزهٔ «بهترین کشاورز تنباکوی سال» را به دست آورد.

عباراتی شبیه به "petani" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "petani" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه