ترجمه "pinggang" به فارسی
دور کمر, میان, میان تنه بهترین ترجمه های "pinggang" به فارسی هستند.
pinggang
noun
-
دور کمر
nounHal ini mungkin tidak membantu ukuran pinggang saya
احتمالا به دور کمر من کمکی نمیکند اما من بر هر دو وجه کار کرده ام.
-
میان
noun4 Pinggang berikatkan kebenaran.
۴ کمربندِ حقیقت را به میان ببندید.
-
میان تنه
noun
-
ترجمه های کمتر
- کفل
- کمر
- کمربند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pinggang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pinggang
-
دور کمر
Hal ini mungkin tidak membantu ukuran pinggang saya
احتمالا به دور کمر من کمکی نمیکند اما من بر هر دو وجه کار کرده ام.
تصاویر با "pinggang"
عباراتی شبیه به "pinggang" با ترجمه به فارسی
-
کمربند
-
ارسی · حلقه · پنجره · کرست · کمر · کمربند
-
ارسی · حلقه · پنجره · کرست · کمر · کمربند
-
قلوه · مزاج · کلیه · گرده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن