ترجمه "pintar" به فارسی

زبر دست, زیرک, ماهر بهترین ترجمه های "pintar" به فارسی هستند.

pintar
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زبر دست

    adjective noun
  • زیرک

    adjective

    Monyet itu pintar, ingin tahu, kreatif dan nakal.

    میمون ها زیرک، کنجکاو، خلاق و بدجنس هستند.

  • ماهر

    adjective noun

    Waktu pertama kali bertemu Riddle muda, dia lumayan, anak yang pintar, serius menjadi penyihir tingkat pertama.

    وقتي اولين بار آقاي ريدل رو ديدم ، پسري آروم... و البته ماهر بود که مي خواست يه جادوگر درجه يک بشه.

  • ترجمه های کمتر

    • استاد
    • استادانه
    • حیله گر
    • خبره
    • خدعه آمیز
    • دارای عقل معاش
    • دانا
    • دقیق
    • روباه صفت
    • زرنگ
    • شیطنت آمیز
    • صنعتی
    • عاقل
    • مبتکر
    • متخصص
    • مزور
    • موذی
    • ناقلا
    • نیرنگ آمیز
    • هنرشناس
    • هوشمند
    • پر تزویر
    • پر حیله
    • چابک
    • کاردان
    • کارشناس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pintar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pintar" با ترجمه به فارسی

  • فیلتر هوشمند پیام
  • میزبان زیرک (smart)
  • استعداد · جادوگری · جادویی · خرد · ذهن · روح · صفا · طرز فکر · عقل · فهم · قوه ابتکار · قوه ذهنی · مزاح · نبوغ · هوش
  • کارت هوشمند
  • کارت هوشمند
اضافه کردن

ترجمه های "pintar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه