ترجمه "pion" به فارسی

سرباز, پیاده, سرباز بهترین ترجمه های "pion" به فارسی هستند.

pion noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    Dan aku tak mau korbankan pasukanku untuk jadi pion dalam permainanmu.

    و من خودمو براي سربازِ شطرنجِ شما بودن فدا نميکنم.

  • پیاده

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pion
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرباز

    noun

    Dan aku tak mau korbankan pasukanku untuk jadi pion dalam permainanmu.

    و من خودمو براي سربازِ شطرنجِ شما بودن فدا نميکنم.

  • پیون

تصاویر با "pion"

اضافه کردن

ترجمه های "pion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه