ترجمه "piring" به فارسی

بشقاب, بشقاب کوچک, دیس بهترین ترجمه های "piring" به فارسی هستند.

piring noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بشقاب

    noun

    Zephyr yang didapur itu mengatur isi piringku setiap makan.

    زفير رو اون جا تو آشپزخونه گذاشته واسه هر وعده بشقاب منو وزن مي کنه.

  • بشقاب کوچک

    noun
  • دیس

    noun
  • زیر گلدانی

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " piring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Piring
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بشقاب

    noun

    Piring yang sama muncul berkali-kali.

    خب وقتی همان بشقاب قبلی چندبار پدیدار میشود.

تصاویر با "piring"

عباراتی شبیه به "piring" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "piring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه