ترجمه "pisau" به فارسی

چاقو, کارد, خنجر بهترین ترجمه های "pisau" به فارسی هستند.

pisau noun
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چاقو

    noun

    Ayo kita lihat toko apa yang jual pisau semacam itu.

    ببينيد چه فروشگاه هايي چاقو هاي از اين جنس ها رو ميفروشن.

  • کارد

    noun

    Tetapi, pisau yang sama di tangan orang yang lengah atau ceroboh bisa mengakibatkan kecelakaan serius.

    ولی همان کارد در دست شخصی بیتجربه و بیتوجه میتواند آسیبآور باشد.

  • خنجر

    noun

    Nah, teman Anda tidak menempatkan pisau ke tenggorokan saya.

    خب ، دوستت روي گلوي من خنجر گذاشته بود.

  • ترجمه های کمتر

    • bičāq
    • kārd
    • pičāq
    • pīčāq
    • تیغه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pisau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pisau
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کارد

    noun

    Tetapi, pisau yang sama di tangan orang yang lengah atau ceroboh bisa mengakibatkan kecelakaan serius.

    ولی همان کارد در دست شخصی بیتجربه و بیتوجه میتواند آسیبآور باشد.

تصاویر با "pisau"

عباراتی شبیه به "pisau" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pisau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه