ترجمه "pita" به فارسی
حلقه, خط, دسته کردن بهترین ترجمه های "pita" به فارسی هستند.
pita
noun
-
حلقه
noun -
خط
nounBayangkan jika Anda menaruh beberapa pita pengukur
فرض کنید که چهار تا خط کش داریم.
-
دسته کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- روبان
- متحد شدن
- نان پیتا
- نخ
- نوار مغناطیسی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pita
-
نوار
Pita video menunjukkan pembunuh masuk ke dalam tapi tak keluar.
نوار ویدئویی ، نشون ميده که قاتل ميره داخل ولی نشون نميده که بياد بيرون
عباراتی شبیه به "pita" با ترجمه به فارسی
-
نظریه نوارها
-
پهنای باند
-
نوار تحریر
-
نوار موبیوس
-
باند پایه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن