ترجمه "presiden" به فارسی

رئیسجمهور, رئيس, رئیس جمهور بهترین ترجمه های "presiden" به فارسی هستند.

presiden
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیسجمهور

    noun

    George Washington, presiden AS pertama (1789-97)

    ژرژ واشنگتن، نخستین رئیسجمهور ایالات متحده ( ۱۷۸۹-۱۷۹۷)

  • رئيس

    noun

    Sewaktu masih sangat muda saya dipanggil untuk menjadi penasihat bagi seorang presiden kuorum penatua.

    به عنوان یک نو جوان به مشاور رئيس گروه ارشدان فراخوانده شدم.

  • رئیس جمهور

    noun

    Itulah narasi yang disampaikan oleh presiden Iran sendiri.

    این روایت توسط خود رئیس جمهور ارائه شد. این روایت توسط خود رئیس جمهور ارائه شد.

  • پرزیدنت

    noun

    Presiden Mandela datang untuk tinggal bersama keluarga saya.

    پرزیدنت ماندلا آمد تا در خانه ما با خانوادهام اقامت کند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " presiden " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Presiden
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رئیسجمهور

    noun

    Presiden Amerika Woodrow Wilson menciptakan slogan populer yang menenteramkan bahwa perang ini akan ”membuat dunia yang aman bagi demokrasi”.

    ویلسون، رئیسجمهور آمریکا در ابداع شعاری اطمینانبخش و مردمپسند سهم داشت این که این جنگ «تضمینکنندهٔ دموکراسی در دنیاست.»

عباراتی شبیه به "presiden" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "presiden" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه