ترجمه "puas" به فارسی
خوشنود, ازخودراضی, خرسند بهترین ترجمه های "puas" به فارسی هستند.
puas
adjective
-
خوشنود
adjectiveRaja-raja yang puas itu membantu memperbaiki pesawatmu dan kamu pun bersiap lepas landas.
اربابان خوشنود به شما کمک میکنند سفینه خود را تعمیر کنید و آماده پرواز شوید.
-
ازخودراضی
adjective -
خرسند
adjectiveJadi, kita bisa merasa sangat puas jika melayani Yehuwa karena kasih.—Mazmur 63:1-5.
هیچ چیز در زندگی، ما را به اندازهٔ این که یَهُوَه را از روی عشق و محبت بپرستیم، خرسند و سعادتمند نمیسازد.—مزمور ۶۳:۱-۵.
-
ترجمه های کمتر
- خشنود
- خود خوشنود
- راضی
- سیر
- عشرت طلب
- قانع
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " puas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "puas" با ترجمه به فارسی
-
رضایت شغلی
-
جبران · خشنودی · سر بلندی · قناعت · کفاره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن