ترجمه "puing" به فارسی

اشغال, باقی مانده, جگن بهترین ترجمه های "puing" به فارسی هستند.

puing
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشغال

    noun

    Yeah, tapi terlalu banyak puing-puing di jalanan.

    اره. ولي کلي ات و اشغال و تو جاده هست

  • باقی مانده

    noun

    hanya puing-puing yang tertinggal ketika kami akhirnya memutuskan untuk menghancurkan

    تنها آواری است که از خرد کردن دیواره ی تصوراتمان از خودمان باقی مانده است،

  • جگن

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خرده سنگ
    • ریزه
    • سنگ نتراشیده
    • قلوه سنگ
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " puing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "puing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه