ترجمه "putih" به فارسی
سِفيد, سفید, sefid بهترین ترجمه های "putih" به فارسی هستند.
putih
adjective
noun
-
سِفيد
-
سفید
adjectiveDan kemudian mereka mengiklankan sifat racun ini melalui warnanya yang indah sebagai peringatan oranye, hitam, dan putih.
و کار بعدیشان تبلیغ کردن این سم از طریق رنگهای زیبای هشداردهنده نارنجی، سیاه و سفید است.
-
sefid
noun
-
ترجمه های کمتر
- سپید
- مقدس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putih " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Putih
-
سفید
adjectiveSaruman si Putih adalah teman dan sekutu kita.
سارومان سفید همواره دوست و هم پیمان ما بوده
تصاویر با "putih"
عباراتی شبیه به "putih" با ترجمه به فارسی
-
تلیله سفید
-
کارگر یقه سفید
-
سفیدبرفی
-
کتاب سفید
-
گلبول سفید خون · گویچه سفید
-
ژدوار
-
طوطیکاکلی سفید
-
کاخ سفید
اضافه کردن مثال
اضافه کردن