ترجمه "raba" به فارسی

زدن, پرماسیدن, لمس کردن بهترین ترجمه های "raba" به فارسی هستند.

raba verb
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • زدن

    verb
  • پرماسیدن

  • لمس کردن

    31 Dan dia juga melihat akhalayak ramai yang lain sedang meraba-raba arah mereka menuju bangunan yang besar dan lapang itu.

    ۳۱ و او جمعیّت های دیگری را نیز دید که راهشان را به سوی آن ساختمان بزرگ و وسیع با لمس کردن پیدا می کردند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " raba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "raba" با ترجمه به فارسی

  • اظهار نظر کردن · انگشت زدن · تصور کردن · حدس زدن · در آغوش کشیدن · دلنوازی کردن · شمردن · فرض کردن · نوازش کردن · پنداشتن
  • بیمار بودن · درجستجو بودن · دست مالی · نگران بودن
اضافه کردن

ترجمه های "raba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه