ترجمه "rabu" به فارسی

چهارشنبه, ریه, شش بهترین ترجمه های "rabu" به فارسی هستند.

rabu
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهارشنبه

    noun

    Um, ia pergi ke toko buku komik setiap hari rabu.

    آم ، اون هر چهارشنبه ميرفت.مغازه ي کتاب هاي تخيلي

  • ریه

    noun
  • شش

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rabu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rabu proper
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • چهارشنبه

    noun

    Pada suatu hari Rabu, ia mengambil gaji bulanannya dalam bentuk tunai.

    یک روز چهارشنبه او حقوق ماهانهاش را نقد دریافت کرد.

عباراتی شبیه به "rabu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rabu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه