ترجمه "rata" به فارسی

باخاک یکسان کردن, تراز کردن, خراب کردن بهترین ترجمه های "rata" به فارسی هستند.

rata adjective
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • باخاک یکسان کردن

    verb
  • تراز کردن

    verb
  • خراب کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • صاف
    • مسطح
    • هموار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rata" با ترجمه به فارسی

  • ترازعمودی
  • قاعده · ماخذ قانونی · معدل · هنجار
  • پایمال کردن
  • مساوی کردن
  • آنومالی متوسط
  • آسان رفتن · باخاک یکسان کردن · تراز کردن · خراب کردن · سر خوردن · صاف شدن · مساوی کردن · نرم رفتن · پهن کردن
  • تراز از راست
  • ترازشده از راست
اضافه کردن

ترجمه های "rata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه