ترجمه "ratu" به فارسی
فرزین, ملکه, بیبی بهترین ترجمه های "ratu" به فارسی هستند.
ratu
noun
-
فرزین
noun -
ملکه
nounAnda tak bisa meninggalkan Yunani tanpa seorang ratu.
ما نميتونيم اونا رو بدون ملکه رها کنيم.
-
بیبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- شهبانو
- وزیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ratu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ratu
-
ملکه
noun properRatu jahat mengirim kumpulan tokoh dongeng ke sini.
ملکه اي شيطاني يه مشت شخصيت افسانه اي رو فرستاده اينجا.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن