ترجمه "raya" به فارسی
بزم, جشن, جشن و سرور بهترین ترجمه های "raya" به فارسی هستند.
raya
adjective
-
بزم
noun -
جشن
nounJika tepat sasaran, rayakanlah, karena beberapa orang sangat menantikannya.
اگر درست بود، جشن بگیر، زیرا برخی از مردم زمان زیادی را برای جشن گرفتن منتظر ماندند.
-
جشن و سرور
nounSebagaimana Musa dan seluruh bangsa Israel merayakan kemenangan Yehuwa di Laut Merah, demikianlah akan ada kegirangan besar setelah Armagedon
همانطور که موسی و همهٔ اسرائیل، پیروزی یَهُوَه در دریای سرخ را جشن گرفتند، پس از حارمجدون نیز جشن و سرور بسیار خواهد بود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " raya " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "raya" با ترجمه به فارسی
-
راه دوبانده
-
بریتانیا
-
ماچین · مهاچین
-
بریتانیا · بریتانیای کبیر · پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
-
لندن بزرگ
-
دوچرخهسواری جاده
-
عید
-
بریتانیای کبیر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن