ترجمه "reka" به فارسی

اختراع کردن, تاسیس کردن, تنظیم کردن بهترین ترجمه های "reka" به فارسی هستند.

reka
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اختراع کردن

    verb

    Aku baca bahwa mereka menciptakan kursi roda yang bisa dikemudikan hanya dengan gelombang otak.

    يه جا خوندم که اونا يه صندلي چرخ داري اختراع کردن که فقط با امواج مغز کار ميکنه

  • تاسیس کردن

    verb
  • تنظیم کردن

    verb

    Ia dan istrinya membuat anggaran berdasarkan apa yang benar-benar mereka butuhkan.

    او و همسرش بودجهای بر اساس نیازهای اساسی خانواده تنظیم کردند.

  • ترجمه های کمتر

    • درست کردن
    • ساختن
    • طرح ریزی کردن
    • چاپ زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "reka" با ترجمه به فارسی

  • آنان · آنها · اختراع کردن · ایشان · تاسیس کردن · تنظیم کردن · درست کردن · ساختن · طرح ریزی کردن · چاپ زدن
  • اختراع
  • ابداع · برنامه کار · طراحی
  • نوآوری
  • اثر · نوشته
  • اختراع کردن · استنباط کردن · اظهار نظر کردن · براورد کردن · تاسیس کردن · تخمین زدن · تصور کردن · تفریق کردن · جعل کردن · حدس زدن · ساختن · شمردن · فرض کردن · قیاس کردن · پنداشتن · چاپ زدن · کم کردن
  • ابتکار · ابداع · اختراع · استعداد · افسانه · تصور · تمایل · حرف دو پهلو · خیال · خیالی · داستان · دروغ · دروغگویی · صفا · فانتزی · قصه · قوه ابتکار · نبوغ · هوس · هوش · وهم
  • اختراع
اضافه کردن

ترجمه های "reka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه