ترجمه "remaja" به فارسی

بلوغ, دوره جوانی, رشد بهترین ترجمه های "remaja" به فارسی هستند.

remaja
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بلوغ

    noun

    Sebenarnya, pada usia yang relatif muda, ada remaja yang mulai memperkembangkan pandangan yang cukup dewasa.

    بعضی از نوجوانان در سنین نسبتاً پایین از خود بلوغ فکری نشان میدهند.

  • دوره جوانی

    noun
  • رشد

    noun

    Namun, jangan lupa bahwa remaja tersebut bertambah besar.

    اما فراموش نکنید که فرزند نوجوان شما در حال رشد است.

  • ترجمه های کمتر

    • نو جوانی
    • نوجوانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remaja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Remaja
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوجوانی

    Semasa remaja, gadis ini hidup bermuka dua, bergaul akrab dengan sekelompok remaja yang tidak saleh.

    در نوجوانی زندگی دوگانهای داشت و با گروهی از نوجوانان خدانشناس معاشرت نزدیک داشت.

عباراتی شبیه به "remaja" با ترجمه به فارسی

  • تین پاپ
  • بلوغ · به به · دوره جوانی · رشد · سر · شکوفه · عجب · میوه · نو جوانی · گل
  • بارداری نوجوانان
اضافه کردن

ترجمه های "remaja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه