ترجمه "rosot" به فارسی

افول, جزر, دوره رخوت بهترین ترجمه های "rosot" به فارسی هستند.

rosot
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افول

    noun
  • جزر

    noun
  • دوره رخوت

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • زمین باتلاقی
    • زوال
    • فرونشینی
    • فروکش
    • کاهش فعالیت
    • کم وکاستی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rosot " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rosot" با ترجمه به فارسی

  • بدتر کردن · تقلیل یافتن · خراب کردن
  • آویخته بودن · بدتر کردن · تقلیل یافتن · خراب کردن · خرد شدن · خمیده بودن · فاسدشدن · واگذاردن
اضافه کردن

ترجمه های "rosot" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه