ترجمه "rusuk" به فارسی
خط کناری, دنده, ضلعی بهترین ترجمه های "rusuk" به فارسی هستند.
rusuk
-
خط کناری
noun -
دنده
nounCukup dekat untuk menusukkan pisau di antara tulang rusuknya.
به اندازه ی کافی نزدیک هست که بشه یه چاقو تو دنده اش فرو کرد.
-
ضلعی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rusuk " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rusuk" با ترجمه به فارسی
-
دنده
-
خط کناری · دنده · ضلعی · گوشت دنده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن